عکسی از نمایشگاه گل های کاکتوس در محلات

یک عکس دیگر

عکس های دیگری از نمایشگاه داشتم. اما مدتی بود که نمی توانستم که عکس ها را برای دوستان وبلاگی بفرستم. چون بسیاری از سیت های انتقال عکس راه نمی دادند. حالا می توانم. تا چند روز دیگر که به سراغ تان خواهم آمد خدا نگهدار.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 16:10  توسط محمد سعید محصصی
|
نمایی از دریاچه ی نمک ۳۵ کیلومتری خور و در جاده ی طبس

سایه ی خودم و بانو روی نمک های کف دریاچه ی نمک خور

چه تلخ و غمبار است وقتی این گیاه مقاوم چنین خم می شود.
این صحنه یادگار سرمای وحشتناک سال ۸۶ است که تقریباْ
تمام نخل های منطقه ی کویر مرکز ایران را خشکاند.
این هم عکس غم انگیزی است. نخلی که وسط یک پارک در شهر
خور و بیابانک تن به اره سپرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 15:47  توسط محمد سعید محصصی
|
معرفي يک سايت جالب و تازه
اخيراً در جريان کندوکاو دربارهي نقد فيلم به يک نقد مفصل سينمايي برخوردم و عمق کار نويسنده مرا به سايت او راهنمايي کرد. اين سايت عارفان زميني نام دارد و گردانندهي آن داريوش برادري است که يک روانشناس و رواندرمانگر است و بهنظر ميرسد مقيم سوئد باشد. اين نويسنده اما، بيشتر به مباحث فلسفي و سينمايي گرايش دارد و نقدهاي او پر از ارجاعهاي بسيار به مباحث فلسفي و هنري و بهويژه سينمايي است. در همين سايت چهارپنج کتاب ِ قابل دسترسي به شيوهي اينترنتي وجود دارد که فکر ميکنم بسيار جذاب هم باشد. اسم کتابهاي او به شرح زير است:
از بحران مدرنيت تا رقص عاشقان و عارفان زميني
اسرار مگو
روانکاوي مدرن/پسامدرني بوف کور و گفتمان حول بوف کور
روانکاوي پسامدرني و چندچشماندازي فيلم
آسيبشناسي هماغوشي اروتيسم مدرن با جان و روان ايراني
آسيبشناسي هماغوشي پسامدرنيت و اروتيسم پسامدرن با جان و روان ايراني
مشاهده ميکنيد که عنوانبندي اين کتابها به اندازهي کافي کنجکاويبرانگيز هست. اما بيش از اين ظاهر محتواي اين کتابهاست که البته درک و دريافت آنها که به مطالب فلسفي چندان دلبستهگي ندارند خيلي آسان هم نيست. دربرابر اين کتابها براي آنان که دوست دارند در فضاي گفتمانهاي فلسفي مدرن و بهنسبت پيچيدهي امروز حضور داشته باشند، بسيار هم جذاب و مفيد است.
البته کسانيکه دوست دارند در فضاي نقد فيلمهاي مطرح و روز غربي باشند هم داريوش برادري مطالب دستاولي هم دارد و در زير عنوان چند تا از اين مقالات را آوردهام:
از روانکاوی فیلم «مجموعهي دروغها»
بحران مدرن روانکاوی فیلم «کمپلکس بادر ماینهوف» و مدل ایرانی آن
يت تا رقص روانکاوی فیلم جدید «بتمن» (شوالیهي سیاه)
عاشقان براي دسترسي به مطالب اين سايت ميتوانيد به اين آدرس مراجعه کنيد:www.sateer.de
پشيمان نميشويد.
اما براي خود نويسندهي اين سايت يک پيام و در واقع از او يک درخواست دارم: صندوق پيام و يا سيستم کامنتگيري اين سايت بهزبان آلماني است و براي افراد ناآشنا به اين زبان ارتباط با او تقريباً ناممکن است. از او ميخواهم که براي ارتباط با خودش راهي پيشنهاد کند.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 12:27  توسط محمد سعید محصصی
|
بار دیگر خاک مقدس سفر!
دو هفتهی پیش در روزهاي تعطيلي که عيد غدير پيش آورده بود فرصتي شد که به يک سفر زمستاني برويم، با خانواده. از مدتي پيش برنامهريزي کرده بودم که به سفري کويري برويم و مقصدمان منطقهي خور و بيابانک بود. قصد داشتم اهلبيت را به بياضه و درياچهي نمک ِ واقع در کيلومتر ِ 35 جادهي خور به طبس ببرم و بار ديگر به همراه آنها به روستاي مصر و فرحزاد که 45 کيلومتر با شهر خور فاصله دارد، برويم. ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 11:50  توسط محمد سعید محصصی
|
یک مطلب مهم به نقل از ابراهیم مختاری درباره ی ...
ابراهیم مختاری در طی مصاحبه ای با ایسنا مطلب مهمی درباره ی شرایط نمایش عمومی فیلم های مستند گفته که باید بسیار بدان دقت شود. او با جدا کردن حساب جشنواره ی سینما حقیقت ازنمایش عمومی فیلم های مستند گفته که نباید اکران این فیلم ها را منوط به پذیرفته شدن آن ها در جشنواره ی سینماحقیقت کرد. کاملا نکته ی درستی است زیرا با این کار دست کم ۸۰ درصد مستندهای تولید شده در کشور که بسیاری از آن ها با خون دل و حتی سرمایه ی شخصی ساخته شده شانس و امکان دیده شدن را توسط توده ی تماشاگران این سینما از دست خواهند داد. بهتر است مطلب مختاری را بخوانید:
ابراهيم مختاري پيشنهاد كرد:
شرط پروانه نمايش از جشنوارهي سينما حقيقت حذف شود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 15:37  توسط محمد سعید محصصی
|
چرا با ساخت آثار باستانی مخالفم!
استاد بزرگ موسیقی ایرانی حسن علیزاده چسبیدن به موسیقی سنتی ایران و تکرار همه ی آن چه که به ردیف موسیقی ایرانی مشهور است را به «ساخت آثار باستانی» تشبیه کرده است و از باب مثال می گوید که مگر یک مهندس آرشیتکت می آید برای یک منزل مسکونی و یا یک اداره یک اثر باستانی بسازد؟ ما هم به عنوان موسیقیدان های امروز ایرانی نباید به تکرار موسیقی گذشته اکتفا کنیم و گرنه مثل همان آرشیتکت هستیم که می خواهد اثر باستانی خلق کند!
داستان ما به عنوان مخاطبان موسیقی ایرانی با بسیاری از موسیقی دانان حکایت مشتریان چنان مهندسی...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 9:44  توسط محمد سعید محصصی
|
|
ديدار عليزاده و درويشي در زمستان موسيقي نقل از اعتماد ملي يکشنبه 17 آذر 1387 |
|
|
پرويز براتي: «مدتي بود همديگر را نديده بوديم. الان نشستهايم عكس يادگاري ميگيريم. گروه خوني ما يكي است! فكر ميكنم در كنار هم احساس تنهايي نميكنيم.» حسين عليزاده در حالي كه اين جملات را بر زبان ميآورد، نگاه معنيدار هميشگياش را به سوي محمدرضا درويشي ميكشاند. لبخند بر لبان درويشي نقش ميبندد. خبرنگاران و عكاسان حاضر در سالن هم ميخندند. گويي اين دو تازه همديگر را كشف كردهاند. آنها قرار است با همراهي 100 نوازنده از اركستر زهي ناسيونال اوكراين روي صحنه بروند؛ تهران، تالار بزرگ کشور، 6 و 7 ديماه.
قصهي يک اجرا ...
( توضیح): بعضی از دوستان درباب تحول در موسیقی ایرانی نظراتی دارند. حرف های علیزاده و درویشی در این باره ممکن است کمکی به آن ها بکند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 13:37  توسط محمد سعید محصصی
|
بهبهانهي دوکمانچهي بهمن کيارستمي
محمدسعيد محصصي
نميدانم که با کارهاي بهمن کيارستمي تا چهحد آشنا هستيد؟ اين فرزند شايسته و برومند کيارستمي ِ بزرگ چندسالي است که با آثاري بهکلي متفاوت از کارهاي پدر هنرمندش بينندگان را با سينماي آشنا کرده سرشار از تازگي و فکرهاي نو. شوش را ديدم، تباکي، کفار و چندتاي ديگر از کارهاي خوب اين هنرمند جوان است. ويژگي سينماي بهمن کيارستمي کنجکاوي در بطن موضوع فيلمهايش در کنار انصاف و روح طناز ظريفي است که از روح سرشار از پرسشگري او سرچشمه گرفته است.
اما هماو در يکي دو فيلمي که ساخته حس و حال تازهاي را وارد کرده ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 14:15  توسط محمد سعید محصصی
|
چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و به ویرانی طبیعت عشق بورزم!
مدتی پیش به بهانه ی اخبار واقعی درباره ی امکان از بین رفتن اقیانوس منجمد شمالی و برهم خوردن تعادل کلی آب و هوایی کره ی زمین و بزرگ ترین فجایع زیست محیطی (البته با نگاهی از دریچه ی فیلم و سینما) در ماه نامه ی فیلم مطلبی داشتم. عزیزی پس از چند ماه مطلب من را خوانده بود و در تماسی تلفنی از من خواست این نگرانی ها را بریزم دور و به آینده فکر کنم و این قدر بدبین نباشم. جالب است که مسئله ی من در آن مقاله این بود که با وجود این حقایق چه گونه پدری مثل من می تواند نگرانی را از ذهن کودک من که می نشیند و در تلویزیون فیلم های مستند علمی که همین نگرانی ها را به عینه انعکاس می دهند دور کند؟ این سوالی بود که خودم داشتم و به همین دلیل نام آن مطلب را گذاشته بودم: مرثیه ای سینمایی برای طبیعت تقدیم به پسرکم که وقتی بزرگ شد بخواند. حالا هم مسئله ام حل نشده و گمان نمی کنم به این سادگی حل شود. بد نیست دوستان وبلاگی در این موضوع کمکم کنند......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 10:14  توسط محمد سعید محصصی
|
و این خاک مقدس...
و چرا مقدس است این خاک سفر؟ دوستان بازدیدکننده از وبلاگ هیچ یک نپرسیدند که چرا این خاک مقدس برایت مقدس است؟ مگر این تو نیستی که به اسطوره سازی از هرچیز اعتراض می کنیُ پس چرا از خاک سفر اسطوره می سازی؟ این پرسش خوبی بود که در میان نیامد. حال خودم می خواهم به این پرسش پاسخ بدهم:
سفر که تمام می شود نخستین کار تکاندن گرد و غبار سفر است از سر و تن و اسباب سفر و ظرف و ظروف و لباس ها و چیزهایی که خرید کرده ایم و ماشین و خلاصه هر چیز که در سفر همراه ما بوده است. گاه این گرد و غبار ماه ها می ماند چون یادمان رفته آن چیز را تمیز کنیم. باید هم همه چیز تمیز شود و کسی هست که این غبارها را دوست داشته باشد؟ بعید می دانم. اما دوست دارم از زاویه ی دیگری به این گرد و غبارها نگاه کنم: برف پیری و چین های صورت چیزی نیست که وقتی بر سر و صورت آدم نشست ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 12:26  توسط محمد سعید محصصی
|